|
بانوی پنجره های بی تاب
|
||
|
اشعار و نوشته های خودم |
۱-
حتمآ دریا بر باد رفته که
اینجا پر از مرغان دریایی شده
شاید هم
چشمهای ترا
اشتباه گرفته اند
دریاها.......
۲-
خیال نکن رفتی و همه چیز تمام
نام تو هر روز
با آفتاب می آید
در خواب هامان هم می ماند
آنقدر تکرار شده ای در همه جای خانه
منظم و آرام
مثل رژه سربازان مقتدر و متعهد ویتنام .
----------------
با نزدک شدن به سال جدید برایتان آرزوی نزدیکی به موفقیت های بزرگتری را دارم .
خبر تازه اینکه کتاب بانوی پنجره های بی تاب (پوران کاوه ) - پنجمین کتابم - از سوی نشر ابتکار نو به تلفن ۸۸۸۴۱۹۵۲ راهی بازار کتاب شد از دوستان گرامی و مخاطبین اشعارم تقاضا دارم چنانچه کتاب را تهیه و مطالعه کردید از نظرهایتان مرا آگاه نمایید.
حالا به چند شعر از این کتاب اشاره میکنم :
۱-
تکه ابری کجاست ؟
تشنگی همه عاشقان جهان
بر لبهای خسته منست .
۲- رویداد
صدای رادیو بود و
سالروز ۱۱ سپتامبر
کلاغ نشسته بر پنجره هم
بیاد کاترینا میخواند
قلم مویم دو باره رنگ برداشت
درخت روز درختکاری
اینک بزرگتر شده بود
فرهنگسراهای تهران هم زیادتر
به عید نزدیک می شدیم
مکثی دو باره بر معنای حقوق بشر
مروری دیگر بر دائی جان ناپلئون
قدم میزدیم با مقاله آزاد شیرین عبادی
دور میدان آزادی
نگاهی دوباره به رشد درخت تابلوی نقاشی
صدای زنگ در و آن آشنای همیشگی
فیش گاز : شعر زمستان اخوان را بخوان
فیش تلفن . برق : اینترنت که مال من و شما نیست
اخطاریه صاحبخانه: اینجا که جای شما نیست
دو باره قلم مو. . عجول و بیصدا
میرساند آخرین خبر را :
" حالا درخت آنقدر بزرگ شده است
که خود را به آن بیاویزی "
۳-
لطفآ شوق رقصیدن موهایت را از شعرهایم نگیر
بگذار این سطرهای آخر نیز
سر چشمه همه رودهای جهان باشد
منتظر نظرات شما عزیزان هستم - با تشکر
|
|