|
بانوی پنجره های بی تاب
|
||
|
اشعار و نوشته های خودم |
بی تو
نه نام می خواهم . نه نان
همین روزهای از جنس آتش و خون کافیست
تا اشرف مخلوقات گردم .
به آب زدم تا ببینم
کدامیک تنهاتریم !
- عمق تنهائی دریا
- یا وسعت کویری تنهائی من
طعم تلخ تنهائی مرا تا چشید دریا
در دم
دگرگون شد و خروشان و ..و
کف بر لب .
|
|